تبلیغات
آسمان پر ستاره - حکایت

به او اعتماد كن

مردى ثروتمند بود كه همیشه پر از اضطراب و دلواپسى زندگى مى كرد. با اینكه از همه ى ثروت هاى دنیا بهره مند بود، هیچ گاه شاد به نظر نمى رسید. او خدمتكارى داشت كه ایمان درونش موج مى زد. روزى خدمتكار دید مرد تا حد مرگ نگران است، به او گفت: ارباب، آیا حقیقت دارد كه خداوند پیش از به دنیا آمدن شما جهان را اداره مى كرد؟

او پاسخ داد: بله

خدمتكار پرسید: آیا درست است كه خداوند پس از آنكه شما دنیا را ترك كردید آن را همچنان اداره مى كند؟

ارباب دوباره پاسخ داد: بله

خدمتكار گفت: پس چطور است به خدا اجازه بدهید وقتى شما در این دنیا هستید او آن را اداره كند؟ به او اعتماد كن، وقتى تردیدهاى تیره به تو هجوم مى آورند. به او اعتماد كن، وقتى كه نیرویت كم است. به او اعتماد كن، زیرا وقتى به سادگى به او اعتماد كنى، اعتمادت سخت ترین چیزها خواهد بود...




طبقه بندی: داستانک های جالب،
برچسب ها: حکایت، داستان های آموزنده،

تاریخ : شنبه 11 آبان 1392 | 08:28 ب.ظ | نویسنده : زینب نظری | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • دانلودیوم